تبلیغات
miss o themes - قالب دختر و نوشیدنی مشاهده


free themes and codes


سلامـ
چاکر شوما محدثهـ خانومـ هستمـ
اینجا یه دفتر خاطرات مجازیهـ
به صورت هفتگی هم اپـ میشهـ 
حالا شاید هم زودتر
برای خالی نبودن عریضهـ یه چی همـ اون پایین تنگش میزارمـ                  

http://s4.picofile.com/file/8171375300/90296484335737669424.jpg              
every body
pay attention
پیام تبلیغاتی برای من نفرسیییییین
من افزایش بازدید و بازاریابی و کوفت و زهرمار
 نمیخاااااااااام
ok?

tags:
/ چهارشنبه 29 بهمن 1393 / 06:37 ب.ظ / مــפــבثـہ نظرات() /
گاهی وقتا نمیدونی چته...یهو وسط خنده ها بغض گلوت فشار میده...میخندی...دوباره بغض میکنی...

نمیدونی اسمشو چی باید بذاری...

فقط میشه گفت یه حس بد تو وجودته....داره ریشه میکنه...ولی تو نمیتونی جلوشو بگیری....

همینطور داره قوی تر میشه تا ترو از پا بندازه...

این حس همه چی تو میگره...

اولاش ناراحتی...بعد کم میشی بی احساس مطلق...

مهم نیست کی بیاد کی بره....حتی مهم نیست دیگ میخای چیکار کنی....

دلت میخاد بری یه جااااای دووووووور...خیلی دور...و جیغ بزنی...

ولی میدونی که نمیشه پس مجبورا همه چیو میریزی تو خودتو...

خفه خون میگیری و بازم بغض راه گلوتو مینده...

حالا یه راه چاره داری...

پناه ببری به کنج اتاقتو یه هندزفری و یه عالمه فکر و خیال که ولت نمیکنه....

میافته تو جونت...

دیگه انقدر یخ شدی که حتی نمیتونی اروم و بی صدا اشک بریزی...

فقط به اهنگ گوش میدی...یه بار دیگه....بازم گوشی میدی...

صد بار دیگ...هزار بار دیگه گوش میدی ولی حتی نمیفهمی که چی میگه....

چون فقط گوش میدی....

الان وقتشه که افکارت مثل حشره از جونت بالا برن....

از خودت متنفر میشی...

شاید دلیل همه اینا یه گناه یا یه عذاب وجدان باشه که ولت نمیکنه....

این چیزا از پا میندازنت...

ولی تو نمیدونی باید چیکار کنی....

تنفرت از خودت زیاد و زیادتر میشه...افکارت آزارت میدن....

میخای جیغ بزنی...جیغ....جیغ...جیغ....

آرررره...میخام جیغ بزنم....آرررره....اعتراف میکنم از خودم متنفرم.....اعتراف میکنم که....اعتراف میکنم....

اعتراف به کی؟به خودت؟مگه نمیدونستی؟آره میدونستم نمیخاستم باورش کنم....

آهنگ لعنتی تو گوشت هی تکرار میشه...هندزفری رو بر میداری....

ولی سکوت اتاق کر کننده است...

افکارت مثل حشره از جونت بالا میرن...

هیچکس نیست....هیچ صدایی نیست....در و دیوار اتاق بهت فشار میارن....انگار دارن بهت حمله میکننن....

فضای اتاق متشنجه....

از خودت بیزاری....میخای جیغ بزنی...اما نمیشه....صدات در نمیاد....

افکارت آزارت میدن....عصبی هستی....دور خودت میچرخی.....

برمیگردی عقبو نگاه میکنی....به گذشته...به همه ی اتفاقات...به خاطرات....

همشو مرور میکنی....مرور میکنی و مرور میکنی تا خود صبح....

افکارت مثل حشره از جونت بالا میرن...

میخای جیغ بزنی....ولی نمیشه...

عصبی هستی....

میخای گریه کنی...ولی نمیشه....یخ شدی....

و تمام این حرفا یعنی:روحت داره میمیره...

افکار قوی تر از اونین که فکرشو بکنی...

میتونن بکشنت  :) 

text by me

اصلا نمیخاستم ادبی باشه :/ 

نمیدونستم قابلیت نوشتن اینجون تکست ها رو دارم 

چه جالب 




و باز هم منو این اسمایل :)
وقتی شرایط خیلی داغون باشه معمولا اینو میذارم :)
البته جاهای دیگ هم کاربرد داره ولی بیشت وقتی که شرایط خیلی داغون باشه :)
خوش باشید :)

tags:
/ دوشنبه 9 فروردین 1395 / 12:44 ق.ظ / مــפــבثـہ نظرات() /
سلام
الان دیگ نت دارم
اصولا نصف ماهای سال رو من نت ندارم
پرماجرا ترین عیدی بود که داشتم
اتفاقای خنده دار
اتفاقای گریه دار
اتفاقایی که باید برای همیشه تو دلت مث راز بمونن
نمیتونم بگم عید خوبی بود یا بد
شاید بهتره بگم بیخود شروع شد
وسطاش اوج گرفت
تو اوج شادی و خنده بودم که یهو...
اون چیزی که نباید اتفاق افتاد...
الان در شرایط خوبی نیستم...
شاید چن وقت دیگه اوضاع بهتر بشه

پـ . نـ : قالب جدیدم ^_^

tags:
/ دوشنبه 9 فروردین 1395 / 12:41 ق.ظ / مــפــבثـہ نظرات() /
دروووووود
اقاو من نت ندارم
الان عه نت خونه داییم استفاده میکنم
عیدتون میارک

tags:
/ دوشنبه 2 فروردین 1395 / 07:45 ب.ظ / مــפــבثـہ نظرات() /
پس از 1/5 الی 1 ماه بی وای فای بودن با وای فای امدم
^________^
خب خوبید چ خبر؟
لطفا این عکس رو ملاحظه کنید

این نباشی دوستام هستن که میگن اینه هااااا

حوصله شعر ندارم
کتاب معرفی میکنم



نامه به کودکی که هرگز زاده نشد رمانی به زبان ایتالیایی از اوریانا فالاچی‏، نویسنده و خبرنگار ایتالیایی است که در سال ۱۹۷۵ منتشر شد. این کتاب با زاویه دید اول شخص و در قالب نامه‌‌ای از راوی داستان، یک زن جوان که گویا خود فالاچی است، با جنینی که در رحم خود باردار است نوشته شده که فرزند نازاده‌اش را از مصیبت‌های دنیا و بی‌رحمی آن می‌آگاهاند.

این کتاب فوق العاده اسسسسس
قشنگترین کتابی که تا حالا خوندم
پی دی افشو براتون میزارم

از نظر من کسی که اینو نخونده باشه اصن زندگی نکرده
حتما بخونید و ازش لذت ببرید :)
bb

tags:
/ سه شنبه 6 بهمن 1394 / 09:12 ب.ظ / مــפــבثـہ نظرات() /
کوتاه مینویسمـ....
خسته امـ....
از این حضور مبهم اشیاء
حس نمیکنم
مرده ای هستم در دنیای زندگان
مدفون شده زیر خروار مشغولیات روزمره ی زندگی
این مسئله های بی پایان در ژرفای ذهنم
که ته نشین شده به جای حل شدن
ذهنم را پر کرده از ......
هعیییی
زندگی...
باور کن توان جدالت را ندارمم
ولی آنقدر بی پروا هستم که تسلیم نشوم

هه

ترس از زندگی
یعنی مرگ یعنی به آخر قعر جهنم سقوط کردن....


همین الان یهویی
کاملا فی البداهه
قرار بود متنم قشنگ بشه
ولی نمیدونم چرا اینقدر چرت شد =|||||
دیگ ب بزرگواریتون ببخشید دیگ
واقعا این چرا اینقدر مزخرف شد؟
تازه شاخم هستم هه
اون هه رو دقت کردید بینش دیگ؟

در کل خاسم بگم از مدرسه خسته شدم دیگ
تا اخر سال من دیوونه میشم 
همین دیگ

ته همه ی اینن چرت و پرتا
ی اهنگ چن وخ پیش یکی از بچه ها بهم گف بدان که ته خنده اس
گفتم بذارم شمام بخندید
#دماغ_عملی_سکسکه_باند
اصن از اسم اهنگ و خواننده اش مشخصه چیه دیگ
خب دیگ
بای بای

tags:
/ شنبه 14 آذر 1394 / 09:54 ب.ظ / مــפــבثـہ نظرات() /

راحت بخواب ای شهر ! آن دیوانه مرده است

در پیله ی ابریشمش پروانه مرده است!


در تُنگ، دیگر شور دریا غوطه‌ور نیست

آن ماهی دلتنگ، خوشبختانه مرده است


یک عمر زیر پا لگد کردند او را

اکنون که می‌گیرند روی شانه، مرده است

 

گنجشکها ! از شانه‌هایم برنخیزید

روزی درختی زیر این ویرانه مرده است


دیگر نخواهد شد کسی مهمان آتش

آن شمع را خاموش کن! پروانه مرده است...

"فاضل نظری"



پی نوشت:

بابت بزرگ بودن عکس ببخشید

گیر کرده کوچیک نمیشهـ

پی نوشت 2:

بالاخره ی روز راحتتتت گیر اوردم

غم نوشت:

دوستان با من و دل ناله و فریاد کنید

آه را با نفس از حبس دل آزاد کنید

اربعین آمده تا از شهدا یاد کنید 

گریه بر زخم تن حضرت سجاد کنید...

#اربعین تسلیت!

نا امید نوشت:

ینی میشهههه منم اون دختره رتبه 88 کنکور بشم :(

پی نوشت 3:

قالب جدید من ^_^


tags:
/ سه شنبه 10 آذر 1394 / 04:39 ب.ظ / مــפــבثـہ نظرات() /
سلامی با خستگی
کارازمون بسی ریده است ب ما
خو اسکلا ی پنجشنبه جمعه وقت استراحت داشتیم همونم نداریم =|
وافعا وات د فاز؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اصن خدایی پنجشنبه جمعه ک میشه دیگ دیوونه میشم
فقط دارم بین انبوهیی از کتابا میچرخمم و میخونم
ادم نمیدونه رو چ درسی ابس تمرکز بخونه =|
بعد تهشم معمولا نمیرسم 4 تا درس  اصلی رو پنجشنبه رو بخونم
هر روز شنبه دبیرا دعوا میکنن باهامون
هر شنبههههههه
به ترتیب:
 زبان فارسی: درسته ما یه تک داریم ولی دلیل نمیشه نخونید

جامعه:جامعه خیلییی درس مهمیه کم کم پیچیده میشه چرا نخوندیددددد؟نحوه ی مطالعه بلد نیستین برنامه ریزی بلد نیسیتین و .... 
(ماشالله از بس رودش درازه هرچی حرف میزنه تموم نمیشه کل کلاس ب سخنرانی میگذره)

دینی و زندگی: خوبین چ خبرا =| اصن من حرفی در این باره ندارم =| ترجیح میدم سکوت کنم =|

جغرافیا:اینهمه سر و صدا ک میکنید من اصن از دخترای شلوووووغ خوشم نمیادددد درسم ک نخوندیددددد به به جغرافیااااا درس اختصاصیتوووونههههه حالا استان در بیارید =|

این پژوهشم ک دیگ نمیدونم از کجا در اومدددددددددده
 تحقیق کنید 
منباع رو پیدا کنید
مصاحبه کنید
پیشینه تحقیق
اووووف

همت بلند دار که مردان روزگار
از همت بلند به جایی رسیده اند

tags:
/ شنبه 30 آبان 1394 / 03:49 ب.ظ / مــפــבثـہ نظرات() /
دلم کپک زده، آه
که سطری بنویسم از تنگی دل،
همچون مهتاب‌زده‌یی از قبیله‌ی آرش، بر چَکادِ صخره‌یی
زهِ جان کشیده تا بُنِ گوش
به رهاکردنِ فریادِ آخرین،
کاش دلتنگی نیز نام کوچکی می‌داشت
تا به جانش می‌خواندی
نام کوچکی
تا به مهر آوازش می‌دادی،
همچون مرگ
که نام کوچک زندگی‌ست
...
احمد شاملو :)
سلامـ...
دوس دارم دیگه هم بیام خاطرات بنویسم ولی حس نمیکنم زیاد وقتشو داشته باشم
وقتشم باشه حسش نیس دیگ
پس یه تصمیم گرفتم:
میخام تصمیمو باهاتون ب اشتراک بذارم
بجاش هروخ اومدم شعر میذارم؟
چطوره؟
به کسی هم خبر نمیدم هرکی معرف داشت اومد میام وبش کامنت میذارم
نیومدین هم نیومدین چیکار کنم دیگ؟!
برا کامنت ک نمی نویسم بار خودم مینویسم =|
والا دو روزه تو روتون خندیدم پررو شدین =|
مرسی از اینکه وقتتون رو برام میذارید ممنون :)
هرجا هستید خوش باشید تا بتونید برام آرزوی موفقیت کنید ^_^
بسیار ممنون (^____^)
هاااااااااااار هووووووووور هیرررررررررر :)
بای بای =|

tags:
/ شنبه 2 آبان 1394 / 03:51 ب.ظ / مــפــבثـہ نظرات() /
سلام
خوبید :)
چ خبرا :))
#مدرسه باز شد
این روزا خوبه
بهتر از روزای #تابستون هس
من میترسم از اینده
میترسم کشش رشته ی #انسانی رو نداشته باشم
میترسم نتونم ولی سعیمو میکنم
اما میدونم با این کارازمون هایی که برای امسال گذاشتن
و یه عالمه درس حفظی آخر سال دیوونه میشم دیگ =|||||||||
کل بچای #سمغد لاگ اوت کردن :(
برای درس منم لاگ اوت کردم
میدونید هر شروعی ی پایانی داره
هیچ چیز تو دنیا ب جز خدا جاوید نیست
ما همه فانی هستیم
و در نتیجه کار های ما همی روز تموم میشه :)
هر آغازی ی پایانی داره :)
و شاید هر پایان مقدمه ی آغاز یه چیز دیگ باشه
این وب هم به مراتب کمتر #اپ میشه
چون دیگ وقتشو ندارم
و #پایان این وبلاگ شاید #آغاز یه موفقیت باشه
این حرکت کاملا یک #کنش_انسانی هس =))
چون هم آگاهانه اس هم هدفدار هم ارادی هم معنا دار
^____________^
#جامعه_شناسی_1
جامعه شناسی روم تاثیر گذاشته
بعضی ها از تو این وب برام دوستای خوبی بودن
دوستون دارم فراموشتون نمیکنم بچه ها
تاکیید میکنم
اپ میکنم ولی کمتر لطفا منو فرامش نکنید و سر بزنید
جبران میکنم :)
خب دیگ
no words to say
bye loves

tags:
/ شنبه 4 مهر 1394 / 07:06 ب.ظ / مــפــבثـہ نظرات() /
سلام
خیلی اتفاقات افتاده
ولی دستم ب نوشتن هیچکدومش نمیره =|
مثلا حوصله ندارم از اینکه تو سمغد عوا راه افتاد بنویسم =|
یا اینکه یکی برگشته =|
یا حتی علاقه ای ندارم از اون دعوای مزخرف بین منو "دامی" بنویسم
خیلی از خاطراتم مجازی شده =|
نمیخام از اونا بنویسم =|
اما بر میکردیم سر دنیای واقعی =|
چون دنیای مجازی ی روز برام تموم میشه =|
پس نیازی نیس دربارش بنویسم =|
من ب شدت  =| علاقه پیدا کردم =|
این روزا میرم مدرسه ازمون کار میکشن =|
با فاطی و فولی داریم پوستر درست میکنیم =|
فولی چهارشنبه نیومده بود =|
خیلی هم خوب شد =|
گکسی نبود غر غر کنه =|
کارا سریع رف جلو =|
بعدش ب من میگه =|
توی  روز 3 تا پوستر درست کردیم =|
تازه واس تابلو اعلانات هم ی ذره کمک کردیم =|
=|||||||||||||
Click
رفتم برای مدرسه خرید کردم =|
صهیونیست هم خودتونید =|
Click Click
خبر جدید :
احتمال 90% زدبازی از این ب بعد مجازه =|
دیشب تو صرفا جهت اطلاع اهنک زد بازی پخش کرد =|
تو رسانه ی ملی زد بازی گذاشت =|


فردا تولد منه =|
نمیدونم خوشحال باشم یا ناراحت =|
خوشحال چون ی سال بزرگتر شدم یا غمگین چون یک قدم ب مرگ نزدیکتر شدم
یک سال گذشت
یک سال با همه ی شادی و ناراحتی هاش ب سرعت برق و باد گذشت
و من بزرگتر شدم
و من  ب مرگ نزدیکتر شدم
حالا باید یک سال دیگرو بگذرونم امیدوارم حداقل سال خوبی باشه برام
کی چی میدونه قرارع تو این ی سال چ بلایی سرم بیاد
شاید سال دیگ موقع تولدم نزدیکام روی قبرم شمع روشن کردند :)
ب هرحال
happy birthday yo me :)
ارزو میکنم همه ی ارزو های همه ی مردمای دنیا بر اورد بشه
و هیچ ادمی نباشه ک وقت فکر کردن ب ارزو هاشو نداشته باشه :)
Click

tags:
/ جمعه 27 شهریور 1394 / 12:30 ب.ظ / مــפــבثـہ نظرات() /
سلامـ...
من چ شادم امروووووز
و چ اندازه تنم هوشیاااار است...
دیشب از شاهی ژووووون ب قول فاطی شهین انتقام گرفدم
هاااار هوووور هییییر
فاطی اومد گروه
بعد از اونجایی ک همه از فاطی بدشون میاد رف رو مخ اخرشب لفت داد
همه گفتن اخیییش رفت و اینا
بعد شهین گف حالا ندا میره میگ :/
چ بیشووره بعدم گف هرکی فاطیو بیاره *****
منم فاطیو اوردم ببینم مثلا میخاد چ گهی بخوره مثلااااا؟
بعد گف ندا
گفدم ha?
بعد گف دیدی ک چی گفدم؟
گفدم :  he cheghad tarsidm
bro binim baw enga brm mohme chi mige chi kar mikone
یعدش فوش داد میگم فوش یعنی فوشاااااااااااا
خیلی عصبی شدم ولی خود را کنترل نمودم
و اصلااااا ب روی مبارک نیاوردم ک عصبی شدم
گفدم
he afrrrin dg nanat chi yadet dade?just fosh?
ینی عصبییی شد
اول چپ چپ نگا کرد بعد لفت داد
پشت بندش فاظمه عنیر نری هم لفت دادن
منم تو گروه ب لاری گفتم همشو فل شو که
بعد کلی با فاطی خندیدیم و اینا اخر شبم فاطی لفت داد دیگ
فقط میکردم روزی ادشون میکنه مثل همیشه
ولی ب طور عجیبیییییییی ادشون نکرد
من مطمنمممم رفتن ی گروه دیگ زدن بدون ما
^____^ ولی مهم نیی سمغد و عشقهههه
-_________- لطفا ب این عکس توجه فرمایید
Click
شما هم اکنون در عکس یک عدد شاخ مجازیو می بینید :/
ک متاسفاااانه با ما اشناس :/
ینی ما «گروه خواهران دالتون» میشناسیم اینووووو
هدی بیشتر از همه باهاش در ارتبااااط بود
بعد از اینکه شخص ب اسم محی این عکسو ساخت و پخش کرد
همه چی افتاد گردن هدی
فک کرد کار هدی ماس :/
ناموسن بد دعوا داشتیم :/
ش رو داده بود پیگیری مردیکه :/
با ی بدختی همه چیو جمع و جور کردیم :/
هرچند سیا خیلی خطرناکه هرکاری ازش برمیاد :/
حالا اینو بیخی
دیشب با هدیه و دختر داییش رفتیم بازار
یه کپ خریدم ک داره از چشم در میاااااد
30 هزار تومن ی کپ؟؟؟؟؟؟؟؟
اخه یه کپ 30 هزاااااار تومن؟؟؟؟؟؟ :/
نه ناموسن ی کپ 30 هزااااار تومن؟
بعدم رفدیم فست فود پیتزا زدیم ب بدن
Click
عاغا ما سمغدی ها داریم ایسگاااا میگیریم
سووووووووژه گیر اوردیم در لالیگااااااا
اسکووووله شدیدددددد
هه  ینی یجورررری ایسگاش کنمممم
تا عمر داره یادش نمیرررره

tags:
/ پنجشنبه 12 شهریور 1394 / 03:37 ب.ظ / مــפــבثـہ نظرات() /
سلامـــــــــی ب گرمی این تابستون دااااااغ
خوبید خوشید چ خبرا
چیکارا میکنیددددد؟
هیچی ندارم بنویسم
چرا ی چیزایی یادم اومد
چن روز پیش هدیه رو اوردم گروه سمپاد
^____________^
هدی با شاهی دعواش شد
و برای اولین باااااااااااار در تاریخ بشریت
شاهی کم اورد
هدی عاجقتم
فلکنشاه فل اش که ^___^
دارم اهنگ حلوا گوش میدم از دنگ شو
Click
شعر سعدیه ک اهنگش کردن
گر من بمیرم در غمت
خونم بُتا بر گردنت
فردا بگیرد دامنت
از من چرا رنجیده‌ای؟

بنگر ز هجرت چون شدم
سرگشته چون گردون شدم
وز ناوکت پُرخون شدم
از من چرا رنجیده‌ای؟

#سعدی

کلا جدیدا فازم دنگ شو سنتیه :/
عاقا من از همینجااااااااااااااااا رسماااااااااااااا ریدم ب پیامای تبلیغاااااااااااااااااتییییییییییی
بابا من نمیخام افزایش بازدید داشته باشمممممممم باس کیو ببینم؟؟؟؟؟؟؟؟
هااااا؟
کیوووووووووو
دست از سرم برداااااااااارید
کچلممممممممممم کردیددددددددددددد
بیخیال جوووووووون من بیخیااااااااااااااااااااااااااال
چن روز پیش نری برگشت تو اسپشل گف گرو مزخرف شده فلانی رفته و فلانی رفته و اینا
بعدش گف عملا فقط ندا مونده
بعد یکی دیگ گف خب باید یکی باشه پیاما رو ببره سمغد
بعد نری گف اینجا سلام خدافسی میکنی سمغد با خبره :////////
رسما ب من خبر چین
:////////////////////////////////
منم گفتم بیکارم ک بشینم چرت و پرتای شمارو فوروارد کنم سمغد
بعدشم لفت دادم
پـ . نـ : سمغد ==> سازمان ملی غیبت دختران
گروه منو دوستام ==> نگین گلی ساجیم فاطی عشقولی عاطی خوشگلم
کسی هم چیزی بشون بگه ریده میشه یشون
#سمغد_پر_ابهت

همشون اومد پی وی منم با همشون سرد با غرور برخورد کردم
والا نباس بشون رو داد *** های ****
دیروز اینا بود شاهی منو اد کرد همون موقع لفت دادم عن شه
دوباره نری اومد پی وی معذرت خواهی
نگین اینا میگن باو بیخیالشون معذرت خواهی کردن دیگ
ولی نمیتونم :/
هعیییی
دیگ چ خبرا؟؟؟؟؟؟؟؟
راسی
عکسای رصد و کویر
click  click
photo by mehdi abrari
دیگ هیچی برا نوشتن ندارم =|
Bb =||

tags:
/ پنجشنبه 5 شهریور 1394 / 08:41 ق.ظ / مــפــבثـہ نظرات() /
سلام
هعییییییی
خوبین؟چ خبرااااا
دیروز رفدم کلاس زبان
بعدش فمیدم رصد داریم
چون واتس رو چک نکرده بودم متوجه نشده بودم
دیگ خیلی تند تند رفتم ز زنگ زدم اقای منظری هماهنگ کردم
و با ددی ام حرف زدم راضیش کردن که بعد کلاس با اسرا و نرجس برم رصد
رصدتو کویر بود خارج از شهر خیلی دوتر از شهر
در اصل همه ساعت 6:30 رفته بودن ولی ما جون ملاس داشتیم همراه بابای اسرا ساعت 8:30 رفتیم
وااااااییییی فوق العاده بود
راه کاهشان رو با اولین بار  با چشمای خودم دیدم و یک عالمه ستاررررررره
با نرجس و اسرا و مینا دراز کشیده بودیم رو زمین و ب اسمون نگاه میکردیم
دیشب چون 22-23 مرداد بود ادج بارش شهابی برساووشی بود
حس میکردم ی صفحه نقاشی بالای سرمه
ک توش ی عالمه شمع ریز روشن کردن...
که هر ازگاهی یکی از شمعا میافته پایین
یا مثلا ی سقف بالای سرمه پر چراغ های رنگی کوچیک
شهاب ها عالی بودن شهاب های کوچیک و کوتاه کخ ز.د خاموش میشدن
یا شهاب های سبز رنگ خیلی بلندو قشنگ
که بالاخره خاموش میشدن
همه چیز ی روز تموم میشه یه روز خاموش میشه
مثلا شهاب
ب خودمون بستگی داره که شهابمون کوتاه باشه و زود خاموش بشه
یا بلند و زیبا که همه ی چشما بهش خیره شه
این معنیه زندگیه
هعییی
بیخیال...
صورت فلکی ها رو رصد کردیم
ذات الکرسی دب اکبر دب اصفذ و عقرب رو خودم تونستم بین اون همه ستاره پیدا کنم
عکاسی نجومی هم داشتیم
ب اقای ابراری گفتیم از ماهم با عکس بگیره با کهکشان
منو کهکشان همین الان یهویی
هروخ عکسا رسید میزارم
واااای مت صبح ساعت 4 رسیدیم لار
تا وقتی خوابم رفت و اینا شد 5
ساعت 7 بیدار شدم برم قلمچی
قشــــــــــــــنگ ازمونو ریدم :////
چند روز پیش با هدیه و دختر داییش رفتیم پاساژ برلیان
خیلی خوش گذشت
من ی جفت گوشواره گرفتم ی لاک صورتی و اسپری با ی تل مو
:))
رفتیم تو مغازه های لباس و لباس های قشنگشون رو رفتیم پرو کردیم تو اتاق پرو از خودمون عکس گرفتیم
خخخخ
بعدشم رفتیم ی بستنی زدیم ب بددددن
that s it
bb

tags:
/ جمعه 23 مرداد 1394 / 11:56 ب.ظ / مــפــבثـہ نظرات() /
سلام
عملا هیچی برای فاینال نخونده بودم
مراقب نداشتیم
کلاس خرتوخر بود
کلا فک میکنم خوب میشم
ولی چون در کلاس باز بود هزار این منشیه اومد
هی گف تقلب نکنین
منم گفتم تقلب نیس ک داریم سوال میپرسیم
هی گف سرتون رو برگتون
هی گف هی گف
خو اسکل جان او ک میبینی کسی حرفت براش مهم نی
همه دارن تقلب میکنن
چرا ب خودت زحمت میدی
تازه من گوشی گذاشتم زیر مانتوم از تو دیکشنری نگا میکردم
منشیه جامو عوض کرد :/
البته جام بهتر شد ^_^
ولی نشد گوشیمو ببرم صندلی جدید :/
شت-____-
نمیدونم چرا کل موسسه دوربین زدن :/
بچه ها هی میرن جلوش دست تکون میدن زبون درازی میکنن =)
شب مزخرفی بود
اولش ک مجبور شدم بخاطر کار نکرده از بعضیا معذرت خواهی کنم :/
بعدم که فاطی اون امیرو برداشت اورد تو گروه خاک تو سرش پی اما صفر نزده بود :/
همه پیامهای قبلیمون رو دید
همشم پشت سرش حرف زده بودیم
ولی ب رومون نیاورد من اب شدم ینی
تو گرونه اسپشل هم شاهی رید ب منو نگین :/
عوضی :/ منم لفت دادم :/
بعدم داشتم با نری ح میزدم گف شارژ ندارم و اینا
بعد فاطی میخاس اونو بیاره تو گروه منم گفت گفتم نری ش نداره
رف ب نری گف بزن تا شارژ نری هم ب من گف چرا بش گفتی
واقعا چرا بش گفتممممم؟؟؟؟؟
اصن ب من چ
ها؟؟؟ب من چچچچچچچچه
کلا ریـــــــــــــــده شد به اعصابم دیشب

tags:
/ شنبه 17 مرداد 1394 / 02:53 ق.ظ / مــפــבثـہ نظرات() /
دلم گرفته
دلم عجیب گرفته
و هیچ جیز
نه این دقیایق خوشبو
ک روی شاخه ی نارنج میشود خاموش
نه این صداقت حرفی
که در سکوت میان این دو برگ گل شبوست
نه هیچ چیز مرا از  هجوم خالی اطراف نمیراهاند
و فکر میکنم که این ترنم موزورن حزن
تا ابد شنیده خواهد شد

سهراب سپهری


فردا فاینال زبان دارم
میدترم بد نبود مراقبمون شل و ول بود
کاری نداشت بهمون راحت میشد تقلب کرد

دیگ حرفی ندارم
bb

tags:
/ چهارشنبه 14 مرداد 1394 / 05:25 ب.ظ / مــפــבثـہ نظرات() /